|
وبلاگ شخصي حسين گلشن |
|
شنبه ۸ اسفند ،۱۳۸۳ از همان روزی که دست حضرت قابیل سهشنبه ۱٦ تیر ،۱۳۸۳ مستم ولی از روی او غرقم ولی در جوی او از قند و از گلزار او چون گلشکر پرورده ام شايد دوباره آمدم شايد ..... شنبه ۳ آبان ،۱۳۸٢ نامه
گوش بده عربده را دست منه بر دهنم ! جناب آقاي زارع
در ابتدا خواستيم به جناب آقاي دكتر! سلطاني – رياست دانشگاه و رئيس شوراي فرهنگي - بنويسيم و ايشان را مخاطب قرار دهيم ولي از آنجا كه ايشان در هيچيك از حوزه هاي تحت تكلف و اختيارشان توانايي كوچكترين اعمال نفوذي ندارند و تنها نام رياست را يدك مي كشند ترجيح بر آن شد شما را مخاطب قرار دهيم چرا كه علقه بيشتري به مخالفت با فكر داريد كه البته نوشتن به شما نيز بسيار دشوار مي نمود : «از درد سخن گفتن و ز درد شنيدن با مردم بي درد نداني كه چه درد است » جناب آقاي زارع
دير بازي است برخورد با صاحبان فكر وقلم در اين ديار دست آورد فرهنگي قلمداد مي شود و هر آنكه قلمي بشكند گوي سبقت از ديگر رقيبان بازاستانده و بر خود مي بالد كه قلمي مهاجم ومزاحم را به باد فنا داده است . تاريخ بسيار شاهد بوده چنين برخوردهايي و گاه بسيار تندتر وخشن تر ،كه چونان سربازان ناسيراب بر چمن زار علم و معرفت ، درفش ، داس و دشنه بر دست ، تاخته و بر ريشه اش تيشه زده اند لاجرم هيچگاه هيچيك نتوانستند بگويند با رويش ناگزير جوانه بايد چه كرد ؟ «آن يكي خر داشت پالانش نبود يافت پالان گرگ خر را درربود كوزه بودش آب مي نامد بدست آب را چون يافت خود كوزه شكست» آقاي زارع
شما داعيه دين و دينداري بر سينه مي زنيد، آنچنان كه گويي عيار اسلاميد و يگانه شماييد كه در اين «دار العباده» مسلمان و مسلمان زاده ايد و ما همچون فرزندان نا خلف قصد بر خسران و تخريب آنچه داريم كه شما طليعه دارش هستيد. روزها، ماهها و سالهاست كه ما با لبخندي بر عرش و نگاهي خيره به سوي آسمان برخي از كساني را كه از بيم جان نمي توانيم به راه راستشان بخانيم تنها دعايشان مي كنيم: «يا محول الحول و الاحوال حول حالهم الي احسن الحال» جناب آقاي زارع
دردها آنچنان بسيار است كه گويي مي توان آنها را در قالب چندين جلد كتاب به طبع رساند – البته اگر ناشري حاضر به پذيرفتن لذت زندان گردد!- و از حوصله موضوع مورد نظر ما خارج :از تفسيرها و برداشتهاي ناخلف و ناهمگون از اسلام گرفته تا ... «با لب دمساز خود گر جفتمی همچو نی من گفتنی ها گفتمی
ما جمعي از فعالين دانشگاه آزاد اسلامي يزد چندي است در اميد گرفتن مجوز روزنامه دانشجويي فروردين به انتظار نشسته ايم تا از آن خانه اي بسازيم كه سراي علم و معرفت خوانندش ، ليك با توجه به عدم صدور مجوز نهايي فروردين و نقش موثر و مستقيم حضرتعالي در اين مسئله و آگاهي امان از كارشكني ها و استفاده از برهان هاي پايه و اساس ويران از سوي شما در جهت به تعويق انداختن قضيه ، با تمامي احترامي كه برايتان قايل هستيم به استعفا دعوتتان مي كنيم چرا كه وظيفه ديني و انساني امان اقتضا مي كند شما را رهنمود نماييم و از پل صراط و دنياي پس از اين بر حذر داريم و از آنجا كه عقايد كاملا محترمتان اجازه نمي دهد فعاليت منتقدين فكريتان را هر چند سالم تاب بياوريد تنها راه باقي مانده برونرفت از جايگاه استيلاييتان به نظر مي رسد .
«اي نشسته در اين خانه پر نقش و خيال خيز از اين خانه برو رخت ببر هيچ مگو» جناب آقاي زارع
«وه چه شيرين است رنج بردن پا فشردن در ره يك آرزو مردانه مردن وندر اميد بزرگ خويش با سرود زندگي بر لب جان سپردن» مي دانيم ، خوب مي دانيم و واقفيم كه هرچند ما از روي وظيفه انساني و ديني اين پيشنهاد را به حضرتعالي نموده ايم ليك تا چندي دگر بايد در يك محكم قضايي ، حال از كميته انظباتي گرفته تا دادگاه شريفه انقلاب براي چنين جسارتي ! كه انجام داده ايم دليل و برهان بياوريم و از خود دفاع كنيم كه خاطر نشان مي سازيم از اين مسئله هيچ ابايي نداريم چرا كه تنها و تنها به وظيفه انساني خود عمل نموده ايم. «مي توان رشته اين چنگ گسست مي توان كاسه آن تار شكست مي توان فرمان داد: هان اي طبل گران زين پس خاموش بمان به چكاوك اما نتوان گفت نخوان» حمزه غالبي حسين گلشن يحيي مسعودي نژاد شنبه ۱٩ مهر ،۱۳۸٢ شيرين عبادی
صلح نوبل،شيرين عبادی،عکس العملها و ... * رييس مركز سياسي جمعيت موتلفه اسلامي گفت: اگر جايزهاي علمي براي خدمت به بشريت به كسي تعلق گيرد، باعث افتخار آن شخص است، اگر اين جايزه براي پاداش كارهايي باشد كه او به نفع استعمار و استكبار غرب انجام داده ننگ آن شخص است. اسدالله بادامچيان، درباره اعطاي جايزه صلح نوبل به شيرين عبادي، با بيان اينكه اختيار انتخاب فرد مصلح اين جايزه در اختيار جايزه دهندگان است، به اعطاي جايزه صلح نوبل به «سادات» پس از سازش كمپ ديويد و خيانت به فلسطين اشاره و خاطرنشان كرد: بسيار كم اتفاق ميافتد كه اين جايزه به خادمين به وطن خود داده شود. به اعتقاد وي : طبيعي است كه جايزه صلح نوبل به يكي از كساني كه نام خود را اصلاح طلب گذاشته و مورد حمايت پاول و بلر و بوش و سران استكبار جهاني است، قرار گيرد. رييس مركز سياسي جمعيت موتلفه اسلامي تصريح كرد: اگر اين جايزه به خاطر خدمتهايي است كه اصلاح طلبان به سياستهاي غرب كردهاند براي اين شخص ننگ است. وي با طرح اين پرسش كه آيا اعطاي اين جايزه با انگيزههاي واقعي است يا جهت خدمت به عناصري است كه به استكبار جهاني كمك كردهاند گفت: قضاوت به عهده مردم است. *محسن يحيوي قائم مقام جامعه اسلامي مهندسين: اينگونه حركات براي ما غريب نيست. به اعتقاد من اهداي جايزه صلح نوبل به عبادي يك نوع مخالفت و دهان كجي به نظام جمهوري اسلامي محسوب ميشود. * يوسف پور دبيركل انجمن روزنامه نگاران مسلمان : جايزه نوبل چون پيش از اين به سادات و كارتر نيز داده شده، پس حتى وقتى به شيرين عبادى نيز تعلق گرفته "در جهت مخالفت با مبانى اسلامى" بوده است. *حجتالاسلام على سعيدى از شوراى مركزى جامعه روحانيت مبارز :اعطاى جايزه صلح نوبل به شيرين عبادى نشانگر اوج انحراف دستگاههاى بينالمللى است كه براى اثبات مخالفتشان با يك نظام دموكراتيك با ماهيت دينى و اسلامي، از هنجارشكنانى كه با اصول و مبانى مخالف هستند، حمايت ميكند و آنان را مورد تشويق قرار ميدهد. *مريم بهروزي دبيركل جامعهي زينب با اظهار خرسندي از موفقيت شيرين عبادي در كسب جايزه صلح نوبل اظهار داشت: به هر حال از اينكه هر زن ايراني بتواند در عرصههاي بينالمللي به موفقيتي برسد، خوشحالم و اميدوارم همواره وجه برجسته و شايستهي زنان ايراني در عرصههاي جهاني بدرخشد. *آيتالله سيدمحمد موسوي بجنوردي عضو كميسيون حقوق بشر و استاد حوزه و دانشگاه: اعطاي جايزه به ايشان احتمالا در مورد تخصص وي در حقوق كودك است و كتب خوبي در اين باره نوشته است. *«الهه كولايي» نماينده تهران : اعطاي جايزه صلح نوبل به يك زن ايراني نشان دهنده لياقت و توانايي بالاي زنان ايراني است. به طور قطع نمايندگان مجلس هم از اين خبر استقبال و بيانيه اي را در اين خصوص صادر خواهند كرد. *«سيدناصر قوامي» نماينده قزوين و رييس كميسيون قضايي: اعطاي جايزه صلح نوبل به يك شهروند ايراني نشانه اي بارز از تلاش خستگي ناپذير ملت ايران براي رسيدن به صلح و دموكراسي است. كساني هستند كه تمايلي به استقرار دموكراسي در ايران ندارند اما شهروندان ايراني به رغم مخالفت قدرتمندانه اين افراد راه خود را انتخاب كرده اند و تعلق جايزه صلح نوبل به ايرانيان نيز نشان از درك اين واقعيت نزد ساير ملل جهان دارد. *فاطمه حقيقت جو نماينده تهران: انتخاب شايسته و درخور تحسين سركار خانم شيرين عبادي به عنوان برنده جايزه صلح نوبل يكبار ديگر غرور ايرانيان خصوصا زنان آزادي خواه ايران عزيز را برانگيخت تا يكصدا فرياد برآريم كه صلح، آزادي و عشق ترجمان واقعي ايران زمين است. اين انتخاب شايسته را كه در پي سال ها ممارست و ايستادگي براي احياي حقوق زنان و كودكان و ترويج آزادي و آزاديخواهي به خانم عبادي تعلق گرفت را صميمانه به ايشان و تمام آناني كه جان مايه وجودشان را نثار استقرار آزادي كردند تبريك مي گويم. *رجبعلي مزروعي سخنگوي فراكسيون مشاركت: در مورد معيارهاي انتخاب دريافت كنندگان جايزه نوبل نمي توانيم قضاوت كنيم. بلكه در اين خصوص بايد كساني كه تصميم مي گيرند، پاسخ دهند. * محسن رهامي بااظهار خرسندي از توجه مجامع جهاني به فعاليتهاي شيرين عبادي به عنوان زن مسلمان كه در زمينهي حقوق خانوادهها و كودكان فعاليت كرده است، گفت: اين موفقيت باعث افتخار حقوقدانان و زنان ايراني است. *فريبا داوودی مهاجر عضو شورای مركزی انجمن روزنامه نگاران زن: شيرينی برنده شدن جايزه صلح نوبل از سوی شيرين عبادی به كام تمام زنان ايران مينشيند. *اعظم طالقانی :اقدام شیرین عبادی قابل تقدير است که به عنوان زنی ايرانی با تلاش خود توانسته به دريافت جايزه نوبل نائل شود. اين موفقيت مايهی رافرازی همه ايرانيان و خصوصا طبقهی زنان است. هر ايرانی وطندوست و معتقد به هويت ملی از اين نوع اخبار خوشحال ميشود و سعی ميكند خود را در مسيری قرار دهد كه بتواند مايهی سرافرازی كشور شود. ----------------------------------------------------- تمام اينها عکس العملهای متفاوتی بود که ابراز شد.برخی آن را ننگ دانستند و برخی ديگر از آن حمايت کردن اما در بين همه اينها به نظر بنده تنها يک نفر بود که عاقلانه با قضيه برخورد کرد. "احسان نراقي:اعطاي اين جايزه پيام محترمانه اي به دولت و ملت ايران بود." وقتي اسامي كانديداهاي امسال را ديدم به يك نكته بخوردم و اون اين بود كه افرادي جون پاپ ژان پل دوم رهبر كاتوليك هاي جهان در فهرست كانديدا ها قرار داشتند آن هم به دليل تلاش براي صلح. دليلش چيست كه اسلامي كه دين رحمت است در دنيا به عنوان يك دين خشن مطرح است و در قبال آن رهبر كاتوليك هاي جهان نامزد دريافت جايزه صلح نوبل مي شود البته باز جاي شكر دارد كه رهبران كنوني اسلام را به عنوان جنايت كار مطرح نكرده اند. آري اين يك پيام بود البته نه فقط به ما بلكه به تمام مسلمانان. يك ضرب المثلي هست با اين مذمون "اگر ميخاهي به كسي ضربه بزنيد به آن حمله نكنيد بلكه از آن بد دفاع كنيد".من نميگويم كه رهبران كنوني مسلمانان قصد ضربه زدن به اسلام را داشتند كه چنين تفكري فقط و فقط يك تفكر احمقانه بيش نيست . بلكه حرف من اين است كه ما از دين رحمت چنان بد دفاع كرديم كه ناخواسته و به دست خود ضربه سهمگيني به آن وارد كرديم. حال راهش چيست كه از اين وضعيت رهايي يابيم؟ به نظر حقير ابتدا بايد تمامي مسلمانان دست در دست هم بگذارند اتحاد رمز پيروزيست و دوم تبليغ اسلام را در درجه دوم اهميت قرار دهند و به جاي آن بيشتر تلاش خود را در جهت حفظ و پالايش داشته ها به كار ببندند و مواردي را كه در اين دوران به اسلام ضربه زده و باعث دوري انسانها از آن شده را كنار گذاشته و بازگشتي داشته باشند به دين رحمت به اسلام ناب محمدي كه در آن صورت خواه و يا ناخواه بر تعداد پيروان اين شريعت الهي افزوده مي شود چون ان وقت است كه ظاهر و باطن آن يكسان مي شود . اميد كه بتوانيم دست در دست هم چنان كنيم كه پيش از آمدن موعود خود جهان را از عدل علي پر كنيم.
پنجشنبه ۱٧ مهر ،۱۳۸٢ چه بايد کرد؟ ۲
پاسخی به دوستان! بسياری از دوستان لطف کردند و نظرات خودشان را به بنده گفتند.اکثر آنها با هم در اين نکته تفاهم دارند که «مشکلات را همه ميدانند يکی بايد يک راه حل يک راهکار ارائه بدهد» . نظر اين دوستان درست ولی من هم يک چيزی ميگویم و نظری دارم .به نظر من دليل اصلی اينکه ما در خيلی از موارد نمی توانيم راه حل مناسبی برای مشکلات پيدا کنيم و يا اينکه راه حلهای ما مشکلات را حل نمیکند اين هست که ما درست مشکلات را نمیشناسيم. من برای خودم يک پروسه تعريف کردم : ۱-بررسی و پيداکردن و شناختن مشکلات ۲-معرفی و شناساندن مشکلات ۳-ارائه راه حل و راهکار برای مشکلات از طريق اجماع خوب من فکر می کنم که ما بايد اين پروسه را طی کنيم تا موفق به کسب نتيجه دلخاه بشويم . به نظر من ما فقط مشکل را پيدا کرديم و باقي مسير را طی نکرديم که بتوانيم راه حلی برای آن ارائه بدهيم . اميدوارم که اين توضيحات کافی باشد. پنجشنبه ۱٧ مهر ،۱۳۸٢ چه بايد کرد؟
چه بايد كرد؟ در هفته هاي گذشته افرادي مختلف و به عناويني مختلف اين سوال را مطرح كردند. برخي از آنان جوابي براي سوال خود يافتند و بسياري ديگر هم ... . عده اي در رابطه باآينده اصلاحات ، عده اي براي مقابله با شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي هسته اي ، گروهي ديگر در زمينه ادامه رابطه با انگليس و جمعي ديگر براي برخورد با تهيه كنندگان قطعنامه شوراي حكام عليه ايران. من هم به نوبه خود ”چه بايد كرد؟“ هاي زيادي دارم كه هر كدام مربوط به مسئله اي مي باشد كه براي نگارنده داراي اهميت است. يكي از اين چند سوال بر مي گردد به رفتار قوه قضائيه كشور. قوه اي كه قضات آن در شرايط خاص يا مريض! مي شوند يا به مرخصي! ميروند و يا ... البته گاهي هم در همين شرايط خاص پرونده ها مفقود! ميشود. قوهاي كه در آن ضاربان شاكي و مضروبان متهمند . متهماني كه جرم آنها اقدام عليه امنيت ملي است لابد به دليل مضروب واقع شدن! سوال ديگر در رابطه با سازمان صدا و سيما ست. سازماني كه با وجود استفاده از بودجه دولت سخنان رياست جمهوري را چنان سانسور و تحريف مي كند كه ماهيت آن به كلي تغيير پيدا مي كند. البته كار به همين جا ختم نمي شود گاه اتفاق افتاده كه با كمال بيشرمي اين سازمان در برنامه هاي خود سخنان رئيس دولت را چنان به سخره مي گيرد چنانكه گويي شخص دوم كشور را دشمن اسلام ، نظام و ملت ميپندارد. حال در مقابل تمام اينها و البته مواردي ديگر كه ذكر آنها در اين مجال يا نميگنجد و يا اينكه قابل ذكر نيست ، چه بايد كرد؟ آيا شما جواب اين ”چه بايد كرد؟“ها را مي دانيد؟ [ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ] |
آرشيو پست الكترونيك وبلاگ يحيي وبلاگ حمزه غالبي پرشينبلاگ |
